انواع جفت در بارداری

[ad_1]

جفت در رحم (رحم) رشد می کند و نوزاد را با غذا و اکسیژن از طریق بند ناف تامین می کند.

به طور معمول، جفت در قسمت بالایی رحم رشد می کند و تا زمانی که نوزاد شما متولد شود، در آنجا باقی می ماند. در مرحله آخر زایمان، جفت از دیواره رحم جدا می شود، و انقباضات آن به فشار واژن (کانال زایمان) کمک می کند.

گاهی اوقات جفت متصل به دیواره رحم بیش از حد عمیق است. این باعث مشکلات زیر می شود:

    • جفت accreta  – جفت خود را بیش از حد محکم به رحم متصل می کند.

 

    • جفت increta – جفت به دیوار عضله رحم محکم متصل می شود.

 

    • جفت percreta – جفت متصل می شود و از طریق رحم رشد می کند. گاهی اوقات به ارگان های مجاور، مانند مثانه نیز می رسد.

 

در این شرایط، پس از تولد، جفت به طور کامل از رحم جدا نمی شود. این باعث خونریزی خطرناک می شود. این شرایط در ۱ در ۵۳۰ تولد در سال اتفاق می افتد.

علائم این مشکلات جفتی چیست؟

مشکلات جفتی اغلب باعث خونریزی واژینال در سه ماهه سوم بارداری می شود. در صورت بروز خونریزی واژینال در طول بارداری خود، بلافاصله با پزشک تماس بگیرید. اگر خونریزی شدید است، بلافاصله به بیمارستان مراجعه کنید.

تشخیص مشکل جفتی

این مشکلات معمولا با استفاده از سونوگرافی تشخیص داده می شوند. در برخی موارد، پزشک ممکن است از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) استفاده کند. MRI یک آزمایش پزشکی است که تصویر دقیقی از داخل بدن شما می دهد. تست بدون درد است و برای شما و جنین مشکلی ایجاد نمی کند.

درمان این مشکل جفتی در بارداری چگونه است؟

هنگامی که این مشکل قبل از تولد دیده می شود، پزشک ممکن است سزارین را پس از هیسترکتومی توصیه کند. این مسئله از خونریزی تهدید کننده زندگی جلوگیری می کند. سزارین جراحی است که در آن کودک شما از طریق برش هایی که در شکم و رحم شما ایجاد می شود متولد می شود. هیسترکتومی زمانی است که رحم شما توسط جراحی برداشته شود. بدون رحم، در آینده نمی توانید باردار شوید.

اگر مشکل جفتی دارید، بهترین زمان برای داشتن فرزندتان ناشناخته است. اما پزشم ممکن است توصیه کند که در حدود هفته سی و چهارم بارداری تا هفته سی و هشتم بارداری زایمان انجام شود تا از خونریزی خطرناک جلوگیری شود. اگر می خواهید  در آینده حامله شوید پزشک اقداماتی پیش از سزارین انجام می دهد تا خونریزی را کنترل کرده و رحم آسیب نبیند.

اگر پزشک این شرایط را در هنگام تولد ببینید، ممکن است جفت را در جراحی برطرف کند تا خونریزی متوقف شود. با این حال، هیسترکتومی اغلب لازم است.

چه چیزی باعث این مشکلات جفتی می شود؟

ما نمی دانیم چه چیزی باعث این مشکل جفتی می شود. اما اغلب اتفاق می افتد جایی از بدن شما در جراحی زخمی شده است مانند برداشتن فیبروئید یا انجام سزارین. فیبروئید توموری است که در دیواره رحم (رحم) رشد می کند. هر چقدر سزارین بیشتر انجام داده باشید احتمال این مشکلات جفتی بیشتر خواهد بود.

مواردی که ممکن است احتمال این مشکل جفتی را افزایش دهد عبارتند از:

 

    • داشتن ۳۵ سال یا بیشتر

 

    • قبل از بارداری

 

    • پایین افتادگی جفت

 

چگونه می توان خطر ابتلا به مشکلات جفتی را کاهش داد؟

یکی از راه های کاهش احتمال این بیماری جفتی در حاملگی های آینده، داشتن زایمان طبیعی به جای سزارین است. سزارین فقط در حالتی ضروری است که برای جنین یا مادر در اثر زایمان طبیعی مشکلی ایجاد شود. برای برخی از مادران و نوزادان، بیماری ها باعث می شود زایمان سزارین از زایمان طبیعی بهتر باشد. اما اگر بارداری سالم باشد، بهتر است تا زمانی که علائم زایمان طبیعی بروز کنند، باردار بمانید. بی دلیل سزارین انجام ندهید.

حتی اگر قبلا سزارین انجام داده باشید می توانید نوزاد بعدی خود را با زایمان طبیعی به دنیا بیاورید.

برخی از مشکلات جفتی دیگر چیست؟

در برخی موارد، جفت به درستی تولید نمی شود و یا کار نمی کند. ممکن است جفت بیش از حد نازک، بیش از حد ضخیم و یا لوب اضافی داشته باشد. بند ناف ممکن است به درستی وصل نشده باشد. مشکلات مربوط به عفونت، لخته شدن خون و انفارکتوس (ناحیه بافت مرده مانند زخم) می تواند در دوران بارداری اتفاق بیفتد و به جفت آسیب وارد کند.

مشکلات جفتمی  تواند منجر به خطرات بهداشتی برای مادر و جنین شود. برخی از این خطرات عبارتند از:

پزشک جفت را پس از تولد بررسی می کند. گاهی اوقات جفت برای آزمایش به آزمایشگاه فرستاده می شود، به ویژه اگر کودک بیماری هایی مانند رشد ضعیف داشته باشد.

گردآوری : مجله تفریحی و سرگرمی آیسام

[ad_2]

لینک منبع

طنز؛ فاصله‌ بین دو سوت

[ad_1]

طنز؛ فاصله‌ بین دو سوت

پدرام ابراهیمی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

حرف از دربی سرخابی تو آلمان شد، یاد این خاطره افتادم:

اسفند سال ۸۴ بود. دوشاخه تلفن را کشیده و به همراه برادر و مادرم منتظر آغاز بازی پرسپولیس استقلال بودیم. تپش قلب و استرسم آن‌قدر زیاد شده بود که مجبور شدم یک قرص ایندرال بیندازم بالا. داور خارجی (که اسمش یادم نیست) سوت شروع مسابقه را زد که یک‌دفعه صدای اف‌اف بلند شد. اینجایش را نخوانده بودیم. همه عالم می‌دانستند ما در این روز نه مهمان دعوت می‌کنیم و نه به مهمانی می‌رویم. مادرم آیفون را جواب داد و بعدش به ما گفت: «پا شید، سد خانومه». سد خانوم؟! سد خانوم نداشتیم. دو سه دقیقه‌ای طول کشید تا خانم همسایه با ناله از زانودرد و کمردرد و چی‌درد و چی‌درد پله‌های چهار طبقه را طی کند و برسد به واحد ما و من و برادرم متوجه شدیم که یکی از همسایه‌هاست که با مادرم سلام و علیکی دارند. بفرما بفرما و اینجا نَشین اونجا بشین و سد خانوم تلپی نشست روی کاناپه روبه‌روی تلویزیون. من و برادر یک نگاه به تلویزیون و یک گوش به مادر که: «اون پیش دستی رو بیار»، ««اون قندونو بیار» و سد خانوم که از گره اداری کار دخترش با مادرم حرف می‌زد که آن زمان هنوز بازنشسته نشده بود. در آشپزخانه داشتم قندان را پر می‌کردم که مزدک میرزایی داد زد: «…عارف محمدوند و… خطا پشت محوطه جریمه استقلال» که صدا قطع و همه‌جا تاریک شد. برق رفت.

تو وادی‌های کبریت بیار و روشنایی را روشن کن بودیم که متوجه شدم یکی دارد به شیشه پنجره، سنگ می‌زند. رفتم دیدم دو نفر از دوستانم، بابک و محمد، با دست اشاره می‌کنند: بیا پایین. با برادرم رفتیم پایین؛ بابک رادیو دو موج باتری‌خور آورده بود. گوش چسبانده بودیم به گزارش بازی که گزارشگر با هیجان فریاد کشید: «حالا در میانه‌ زمین… یه شوت سرکش… (و سکوت طولانی)» آقا ما نمی‌بینیما! خب بگو کی زد؟ چی شد؟ صدای ما در سکوت و تاریکی شهرک‌مان پیچیده بود و با تمام حس شنوایی، تخیل و حس ششم‌مان، نیمه اول را به آخر رسانده بودیم و بابک داشت در فاصله دو نیمه، با موج‌های رادیو ور می‌رفت که سمند نیروی انتظامی زد کنار و دو مامور از آن پیاده شده و آمدند سمت ما. ما که روی لبه‌ یکی از باغچه‌ها نشسته بودیم، پاهایمان را جمع کردیم و سعی کردیم به وضوح نشان بدهیم که میخ رادیو هستیم. مامور ولی آمد بالای سرمان ایستاد و پرسید: «اینجا چی می‌خواید؟» چهار نفر با معدل سنی بیست سال بلند شدیم و ایستادیم و بابک رادیو را گرفت جلو. مامور گفت: «مزاحمت نوامیس گزارش شده.

برید تو ماشین!» بچه‌ها خواستند نه و نو و آخه و ماخه بیاورند که نمی‌دانم رادیو روی چه موجی بود که گوینده‌ خانم گفت: «آنجا ببر مرا که شرابم نمی‌برد!» بچه‌ها با پای لرزان به سمت سمند حرکت می‌کردند ولی من تازه ایندرال به جانم نشسته بود و قلبم دقیقه‌ای بیست بار می‌زد، خیلی خونسرد و راضی رفتم و سوار شدم. در کلانتری هم کلی عزت و احترام و آبمیوه بیار و چای بیار و بیا اینو بخور و بیا اونو بخور و خلاصه معلوم شد که ما را اشتباهی گرفته‌اند.

زنگ زدیم منزل و پس از گذشت نیم ساعت، مادر و عمویم آمدند و عمو تا رسید به من، همچین قایم خوابوند زیر گوشم. افسر نگهبان آمد دستش را گرفت و گفت: «آقا سریال زیاد نگاه می‌کنیا! سوءتفاهم بوده الانم رفع شده. برشون دار ببر». عمو هم جوری نسبت به افسر تشکر و تعظیم و تکریم می‌کرد انگار به قاچاق اسلحه‌ ما عفو خورده بود. القصه، در راهروی کلانتری یک‌دفعه هر چهار تای ما، متوجه حضور تلویزیون شدیم و با چشم و دهان باز به صفحه‌ آن زل زدیم: «…و سوت پایان بازی و تساوی صفر صفر پرسپولیس و استقلال!»

گردآوری : مجله تفریحی و سرگرمی آیسام

(۰)

سایز بنر  300 * 250


نویسنده در آیسام
با سلام خلاصه و مفید بگم ، هر کاری از دستم برمیاد 🙂 ، عاشق ورزش هندبال هستم ؛
🙂



[ad_2]

لینک منبع